خوانشـی بر دیکته‌خوانی عبدالحمیـد

خوانشـی بر دیکته‌خوانی عبدالحمیـد

مهدی جبرائیلی تبریزی

عبدالحمید، امام جمعه مسجد مکی زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه روز قدس می‌گوید: «مردم ایران در فلسطین هم خواهان صلح هستند ومعتقدند حکومت اسرائیل و مردم فلسطین باید صلح کنند و فلسطینی‌ها به یک حکومت مستقل برسند».

این سخنان غیرمنطقی و خلاف واقعیت‌های عینی و زنده را باید در راستای گزافه‌گویی‌های چند ماه اخیر اودانست. تحلیل مواضع و سخنان او نشان می‌دهدکه ریشه آنها صرفا نبود اطلاعات تاریخی، فقهی و علمی نیست. چرا که کم نبودند و نیستند کسانی که به دلایل متعدد بر خلاف مقبولات و مسلمات علمی و ذهنی خود برحق و حقانیت تاخته‌اند. هر چند که شبهه علمی در مورد وی مزید بر علت است.

این شخص پس از تحریک مردم در اغتشاشات و بیان سخنان کذب و افتراآمیز در مورد نظام اسلامی، که موجب سلب امنیت و جان و مال مردم شد، به تطهیر بهائیت نجس پرداخته و برخلاف سیره عملی خویش در مورد حضور بانوان محجبه در مسجد، با ژستی روشنفکرانه و برخلاف مسلمات و ضروریات دینی زنان بدحجاب در مسجد سلفی می‌گیرد.

اما در مورد سخنان عبدالحمید پیرامون فلسطین و رژیم غاصب اسرائیل نکاتی باید گفته شود:

1. تئودور هرتسل در سال ۱۸۹۵م در کتاب «دولت یهودی»، ایده تأسیس یک کشور مخصوص یهودیان را مطرح و در سال ۱۸۹۷م اندیشمندان و ثروتمندان یهودی را در شهر بال سوئیس گرد هم جمع کرد و از آنها خواست از ایده صهیونیسم حمایت کنند. این کنفرانس، زمینه فکری پیدایش یک دولت یهودی را فراهم کرد.

آرتور جیمز بالفور وزیر امور خارجه بریتانیا در نوامبر ۱۹۱۷م طی نامه‌ای داشتن یک وطن ملی در فلسطین برای یهودیان را به رسمیت شناخت. انگلستان براساس بیانیه بالفور موافقت خود را برای تأسیس یک حکومت مستقل یهودی در خاک فلسطین اعلام نمود. این اعلامیه اولین گام عملی برای تشکیل رژیم صهیونیستی بود.

در تاریخ ۲۹نوامبر ۱۹۴۷م گروه‌های صهیونیستی طرح تقسیم فلسطین را در سازمان ملل به تصویب رساندند. و در سال ۱۳۲۷ش دولت اسرائیل اعلام موجودیت کرد. یهودیان در حالی که تنها حدود پنج درصد از زمین‌های فلسطین را خریداری کرده بودند، اما در زمان اعلام موجودیت ۷۷ درصد از سرزمین‌های فلسطینی را به تصرف خود درآوردند.

حال عبدالحمید از کدام حکومت اسرائیل دفاع می‌کند؟

2. مردم ایران در راهپیمایی میلیونی نظر خود را نسبت به اسرائیل با صدای بلند فریاد کشیده‌اند. پس نیازی به سخنگو ندارند. و واگویی سفسطه‌های دیکته شده و برخلاف واقعیتهای عینی موجب وهن گوینده است. چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است!

3. دفاع همزمان عبدالحمید از صهیونیسم و بهائیسم از رازهای پشت پرده خبر می‌دهد. تاریخ‌کاوی صهیونیسم و بهائیسم نشان می‌دهد ک هردو از اندیشه امپریالیسم و استعمار به‌منظور سرکوب مسلمانان و از بین بردن فرهنگ اسلام برآمده‌اند. صهیونیسم برای آشوبگری در بین ادیان بزرگ جهان و به هم ریختن ساختار هم‌بستگی بین ادیان به‌وجود آمده است. این ادیان بشر را بر محور توحید گردهم می‌آورند تا در سایه صلح و زندگی مسالمت‌آمیز تعالی و رشد دهند. صهیونیسم در نقطه‌ای مستقر شده که پیروان ادیان بزرگ یهود، مسیح و اسلام سال‌ها در آن زندگی مسالمت‌آمیز داشته‌اند.

بهائیسم نیز برای از بین بردن اندیشه امید به آینده به‌وجود آمده است. به همین علت، شیعه را که معرف مصداق حقیقی منجی بشر است، آماج تیرهای مسموم خود قرار دادند و اندیشه بهائیت را در ایران بر روی رسوب‌های فکری علی‌محمد باب بنیان نهادند. دولت‌های استبدادی مورد حمایت استعمارگران، مأمور حمایت از این اندیشه بودند. از این‌روی، میان بهائیسم و صهیونیسم پیوندهایی وجود دارد، از جمله این پیوندها مرکزیت و رسمیت بهائیت در قلب اسرائیل، حمایت رسمی رهبران بهائی از اسرائیل و داشتن شرکت‌های تجاری مشترک، اهداف و انگیزه‌های دیگر است.

شوقی افندی(چهارمین رهبر بهائیان)، در دیدار با دولت اسرائیل، مراتب دوستی بهائیان را نسبت به اسرائیل بیان کرده و آمال و ادعیة آنان را برای ترقی و سعادت اسرائیل اظهار کرد. وی در لوح نوروز 108 بدیع، نظر جامعة بهائیت را دربارة تاسیس کشور اسرائیل به صراحت ابراز می‌دارد:

... مصداق وعدة الهی به ابناء خلیل و وارث کلیم، ظاهر و باهر، و دولت اسرائیل در ارض اقدس مستقر، و به استقلال و اصالت آیین متینه به مرکز بین‌المللی جامعه بهائی مرتبط به استقلال و اصالت آیین الهی مقر، و به ثبت عقدنامه بهائی و معافیت کافّه موقوفات امریه در برج عکا و جبل کرمل و لوازم ضروریه بنای بنیان مقام اعلی از رسوم دولت و اقرار به رسمیت ایام تسعه متبرکه محرمه موفق و مؤید....

با مرگ عباس افندی و دفن وی در حیفای اسرائیل، این شهر نزد بهائیان مقدس شده و مرکز تجمع آنان گشت. تشکیلات مرکزی بهائیت در حیفا هیئت نه نفره در مقری بنام بیت‌العدل اعظم، رهبری تمام مؤسسات و تشکیلات بهائیان را به عهده گرفته و پشتیبانی و هدایت کردند.

برمبنای این واقعیت‌های تاریخی، آیا می‌توان باور کرد که حمایت عبدالحمید از این دو جرثومه فسق و فساد فقط یک اظهار نظر ساده و اتفاقی است؟

4. مفتیان و علمای اهل تسنن همواره به مبارزه علیه اسرائیل فتوا داده‌اند:

وهبة الزحیلى در مورد مشروعیت عملیات استشهادی فلسطینیان مى‌گوید: «زمانى که لازم و ضرورى باشد در برخورد با دشمن حربى مثل یهود، عملیات شهادت‌طلبانه انجام شود، و این نوع عملیات ترس و وحشت در دشمن ایجاد کرده و باعث قطع تجاوز دشمن شود، چنین عملیاتى به خواست خداوند جایز است، زیرا امروزه مثل این نوع عملیات ضرورت شرعى پیدا کرده است. این نوع عملیات قهرمانانه تحولات مهمى را در جلوگیرى از تجاوز متجاوزین به وجود مى‌آورد».

محمد سعید رمضان البوطى مى‌گوید: «این نوع عملیات صددرصد مشروع است».

جمعیت علماء فلسطین اینگونه فتوا صادر کرده است: «این عملیات استشهادى یک نوع جهاد در راه خدا به شمار مى‌رود... و مجریان این عملیات نمونه‌هاى بارز و زنده در جهاد و مقاومت و شهادت به جامعه نشان داده‌اند، علماى قدیم و معاصر مشروعیت این نوع عملیات را تأیید کرده و راجع به آن فتواهایى را صادر نموده‌اند. مشروعیت این‌گونه عملیات از کتاب و سنت و اجماع به وضوح استنباط مى‌شود».

شیخ احمد کفتارو، مفتى اعظم سوریه هم عملیات شهادت‌طلبانه علیه صهیونیست‌ها را جایز و مشروع دانسته و مجریان این عملیات را شهیدانى مى‌داند که از جانب خداوند وعده بهشت داده شده‌اند».

شوراى فقهاى اردن که مرجع رسمى و مورد قبول جامعه(اردن) است در سال 1375ش فتواى مشهورى دادند و عملیات انتحارى(استشهادى) در اسرائیل را بزرگ‌ترین مصداق شهادت در راه خدا نامیدند».

یوسف قرضاوى، از علماى مشهور عرب حمله به تجمع اسرائیلى را جایز شمرد، و به دنبال این رأى، آراى شافعى، ابن‌کثیر، طبرى، صاحب المنار، قرطبى و امام مصباحى الحنفى را لیست کرد که همگى در چنین شرایطى فتوا به وجوب عملیات استشهادى مى‌دهند».

اصطلاحات فقهی- حقوقی و سیاسی دراین فتواها مانند جهاد، متجاوز، شهید و دشمن مسلمانان با بار معنایی خاص نشانه غیرعلمی و شرعی بودن ادعاهای بی‌اساس و دیکته‌شده عبدالحمید هستند.

محمدرشید قبانی مفتی كل اهل‌سنت لبنان: «جهاد برای آزادسازی فلسطین به هر مقدار هم كه قربانی بدهد، بر هر مسلمانی واجب عینی است».

«شیخ خالد الملا»، رئیس جماعت علمای اهل سنت عراق: «همه ما در خندق واحدی علیه دشمنان اصلی یعنی آمریکا و اسرائیل هستیم، ما باید بر قضیه اساسی جهان اسلام یعنی فلسطین و آزادسازی قدس متمرکز باشیم».

اگر اسرائیل مشروعیت دارد، فتوای مبارزه علیه آن چگونه توجیه‌پذیر است؟ آیا عبدالحمید سند فقهی معتبری برخلاف این فتواهای مبتنی بر قواعد فقهی اسلامی دارد؟ یا سند حقوقی جدیدی بر حقانیت آن رژیم به‌دست آورده است که همه آن علما از آن بی اطلاع بودند. در حالی‌که از نظر تاریخی خیلی از آنها با زمان تشکیل اسرائیل همزمان یا مقارن بودند.

5. طبق نظرسنجی اندیشکده مرکز عربی پژوهش و مطالعات سیاست‌گذاری تعداد شهروندان سعودی که حاضرند علنا عادی‌سازی روابط با اسرائیل را بپذیرند از ۱۲درصد در سال ۲۰۱۶ به ۵ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش پیدا کرده است.

براساس نظرسنجی اندیشکده موسسه واشنگتن برای خاور نزدیک، حدود ۷۶درصد از شهروندان عربستان سعودی دیدگاه منفی به توافقنامه‌های عادی‌سازی روابط کشور‌های عربی با رژیم اسرائیل، موسوم به توافقنامه‌های ابراهیم دارند.

6. حضور مسلمانان و حتی غیرمسلمانان کشورهای دیگر در این راهپیمایی و انکار مشروعیت اسرائیل و اعلام انزجار از آن هم دلیل بر بطلان ادعای عبدالحمید است.

7. بسیاری از جمعیت‌ها و علمای اهل تسنن در آستانه روز قدس با صدور بیانیه‌ای از عموم مردم به‌ویژه علما و اندیشمندان اهل سنت برای حضور در راهپیمایی این دعوت می‌کنند.

از جمله دبیرخانه شورای برنامه‌ریزی مدارس علوم دینی اهل‌ سنت، علمای اهل‌سنت گلستان، خراسان شمالی، بوشهر و کردستان و نیز سخنرانی ائمه جمعه اهل‌سنت سراسر کشور در محکومیت اسرائیل شاهد زنده‌ای بر اتفاق نظر آنان بر حقانیت فلسطین و اشغالگری رژیم منحوس اسرائیل هستند.

مولوی نذیراحمد سلامی، نماینده اهل سنت در مجلس خبرگان رهبری می‌گوید: بسیاری از رهبران کشورهای اسلامی در مسئله فلسطین کوتاهی کردند ولی نظام جمهوری اسلامی از همان ابتدای تشکیل رژیم منحوس صهیونیستی تا امروز، با رهبری امام خمینی(ره) و پس از ایشان با پیروی از رهبر فرزانه انقلاب بیشترین کمک و مساعدت را به مسلمانان این منطقه داشته‌اند.

8. اسرائیل و حامیان آمریکایی و اروپایی‌اش در ورطه هلاکت آخرین نفس‌های نحس خود را می‌کشند. نور انقلاب اسلامی بر ظلمات استثمار و استعمار مستولی گشته و تا عمق وجود انسان‌های به بند ستم کشیده شده نفوذ کرده است.

عبدالحمید اگر این واقعیت‌ها را نمی‌داند، عاقلانه‌ترین راه این است که مدتی در خلوت خویش بدون هرگونه تاثیرپذیری از اغیار تاملی کند تا شاید راهی برای بازگشت داشته باشد.

جناب عبدالحمید بزرگ‌ترین دشمنان‌ انقلاب و نظام اسلامی به زانو درآمده و به عجز خویش در برابر آن ذلیلانه اقرار می‌کنند.

فاعتبروا یا اولوالالباب.

بی­‌حجابی و نهی از منکر

یادداشت رسیده | بی­‌حجابی و نهی از منکر

حوزه/ امر و نهی در همه نظام های سیاسی وجود دارد اما حیطه و گستره آن متفاوت است. مثلا کسی که در نظام لیبرال به محیط زیست آسیب می­زند، او را نهی می­ کنند. همچنین در خیلی از منکرات اخلاقی که عرف آن نظام قبح آنرا پذیرفته است. اما در شریعت و به تبع آن در نظام اسلامی حیطه و گستره آن موضوعات متعددی را شامل می ­شود که آحاد جامعه مکلف به نهی از آن هستند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام مهدی جبرائیلی تبریزی در یادداشتی با عنوان «بی حجابی و نهی از منکر» اینگونه آورده است:

۱. حوادث چند ماه اخیر که ذیل جنگ ترکیبی علیه کشور و نظام اسلامی اتفاق افتادند؛ موضوع حجاب و برخی موضوعات مربوط به آنرا در سیبل حملات قرار دادند. یکی از بحث های داغ اصل امربه معروف و نهی از منکر است. البته این واجب شرعی در طول سالیان پس از انقلاب همواره تحت تاثیر اندیشه های غربگرانه و لیبرالیستی مورد حمله قرار گرفته است. اما در این مدت چند ماهه با توجه به درخواست مردم مومن برای جلوگیری از رفتارهای هنجارشکنانه عده ای در موضوع حجاب امواج هجمه ها تلاطم بی سابقه ای داشته اند.

اما این پروژه با رفتار غیرشرعی و غیرعقلانی فردی در پاشیدن ماست روی سر دو خانم، بهانه دیگری پیدا کرده است. اتاق فکر این حملات با القای اینکه این اصل، دخالت در زندگی خصوصی دیگران است وموجب سلب آزادی دیگران می شود، خواستند با فلسفه بافی آنرا در جامعه ایمانی کمرنگ و حتی ریشه کن کنند؛ اما توجه به فلسفه و شرایط امربه معروف و نهی از منکر، مترقی بودن این واجب شرعی را در زیست اجتماعی و اصلاح نظام اجتماعی بر همگان آشکار می کند.

۲. امر و نهی در همه نظام های سیاسی وجود دارد اما حیطه و گستره آن متفاوت است. مثلا کسی که در نظام لیبرال به محیط زیست آسیب میزند، او را نهی می کنند. همچنین در خیلی از منکرات اخلاقی که عرف آن نظام قبح آنرا پذیرفته است. اما در شریعت و به تبع آن در نظام اسلامی حیطه و گستره آن موضوعات متعددی را شامل می شود که آحاد جامعه مکلف به نهی از آن هستند. در این میان دشمنان زخم خورده نهی از منکر را دخالت در امور خصوصی دیگران تعریف کرده و نتیجه گیری سفسطه آمیزی می گیرند که ناهیان از منکر آزادی دیگران را سلب می کنند.

۳. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «حجاب یک ضرورت شریعتی است؛ شریعت است؛ ضرورت شرعی است؛ یعنی هیچ تردیدی در وجوب حجاب وجود ندارد؛ این را ‌همه باید بدانند. این که حالا خدشه کنند، شبهه کنند که آیا حجاب هست، لازم است، ضروری است، نه، جای خدشه و شبهه ‌ندارد؛ یک واجب شرعی است که باید رعایت بشود، منتها آن کسانی که حجاب را به طور کامل رعایت نمی کنند، اینها را نباید ‌متّهم کرد به بی‌دینی و ضدّ انقلابی».

پس این ضرورت شرعی باید رعایت شود و هیچ گریز و گزیری از آن نیست. البته بانوانی که حجابشان شرعی نیست؛ نمی توان متهم به بیدینی و ضدانقلابی کرد. چنانکه در جاهای مختلف (کلیپهای متعدد در فضای مجازی) خانم های بی حجاب وقتی با پیشنهاد پوشش روسری از طرف خواهران ناهی از منکر مواجه می شوند، گریه می کنند و....

۴. امامین انقلاب در سخن و سیره خویش همواره با این رفتارهای غیرشرعی و غیرقانونی مخالفت کرده و جریان انقلابی اصیل و ولایتمدار به تبعیت از ولی فقیه این اقدامات خودسرانه را محکوم می کنند. «قانون شکنی جرم است. تخلّف از قانون و خروج از مدار قانونی برای مقابله با هر چیزی که به نظر انسان منکر می آید- بدون اجازه حکومت- خودش یک جرم است؛ مگر نهی از منکر زبانی، که بارها گفتیم نهی از منکر زبانی جایز و واجب و وظیفه ی همه است و در هیچ شرایطی هم ساقط نمی شود؛ اما آنجایی که نوبت اجرا و عمل برسد، همه باید طبق قوانین عمل کنند. هیچ چیزی مجوّز این نیست که بگویند چون نیروی انتظامی و قوّه قضائیه عمل نکردند، خودمان وارد میدان شدیم؛ نخیر، آن روزی که لازم باشد مردم برای حادثه ای خودشان وارد عمل شوند، رهبری صریحاً به آنها خواهد گفت».

بنابراین رفتارهای خارج از قانون به هیچ وجه توجیهی ندارند. چنانکه که امام راحل(ره) واکنش تندی در مورد رفتار افراطی و جاهلانه اکبر پونز (اصلاح طلب دیروز و ضدانقلاب خارج نشین امروز) نشان دادند.

۵. مسئولان و حکمرانان کشور در این زمینه هر چه زودتر به وضع و اجرای ضابطه مند و کارشناسی شده قانون همت بگمارند چرا که فوت زمان سبب ایجاد دوقطبی بسترساز برای فتنه های دشمن خواهد شد.

رهبر انقلاب فرمودند: «وقتی درجامعه گناه منتشر شود و مردم با گناه خو بگیرند، کار کسی که در رأس جامعه قرار دارد و می خواهد مردم را به خیر و صلاح و معروف و نیکی سوق دهد، با مشکل مواجه خواهد شد؛ یعنی نخواهد توانست، یا به آسانی نخواهد توانست و مجبور است با صرف هزینه فراوان این کار را انجام دهد. یکی از موجبات ناکامی تلاشهای امیرمؤمنان با آن قدرت و عظمت در ادامه این راه، که بالاخره هم به شهادت آن بزرگوار منجر شد، همین بود».

پس فرصت سوزی مسئولان تقصیری است که باید پاسخگو باشند. انقلابی بودن به عمل است و از آبرو و رای و ... گذشتن نه اینکه برای جلب و جذب مشتی رای، آموزه های دینی و الهی را تعطیل کرد (رییس ستاد امر به معروف).

۶. شبهه دیگری در این موضوع مطرح شده اینکه؛ ورود الزامی و اجباری به مساله بدحجابی، موجب دوقطبی اجتماعی می شود.

در پاسخ باید گفت اتفاقا قضیه برعکس است. یعنی اگر شما با بی حجابی مقابله نکنید، دوقطبی ایجاد می شود؛ چراکه با قانونمند شدن آن و اجرای قانون و تبعیت همگان از آن دوقطبی منتفی خواهد شد.

از سوی دیگر اگر قانون درهمه نظام های سیاسی فصل الخطاب است؛ اکنون سوال مهم این است که چگونه تمرد عده ای در کشف حجاب از الزامات قانونی و ضروریات شرعی را اختیار در انتخاب (عدم دخالت حاکمیت در انتخاب) مطرح می کنند اما در مورد این رفتارها دم از قانون و شرع می زنند. این دوگانه احمقانه با کدامین منطق قابل توجیه است؟

۷. به دنبال این اتفاق دشمنان خارجی و پادوهای پیاله لیس داخلیشان مدتی برای خویش خوراک رسانه ای قرار پیدا کرده وهجمه های تکراری مزدورانه و مزورانه همیشگی و برنامه ریزی شده خود را به همه مقدسات و ارزشها و هنجارهای شرعی و انقلابی شروع می کنند که البته شروع کرده اند.

اما در این بین جریان لیبرال که در کارنامه خود تعرض به زنان بازیگر(طبق گفته خودشان در جنبش میتو) و قتل همسر و... را دارند، وقاحت را به حد اعلی رساندند و از لجن پراکنی دست برنمی‌دارند. در یک مورد عجیب غلامحسین کرباسچی محکوم اقتصادی و فتنه ای این رفتار را با فعالیت هسته ای کشورمان مقایسه کرده و نظام اسلامی را متهم به استفاده غیرصلح آمیز از انرژی هسته ای کرده است. البته در چرائی همسویی و همصدائی وی با دشمن صهیونیستی نظام اسلامی در این مورد، سخن زیاد است. اما مردم پاسخ خود را از ماست مالی جریان منحوس اصلاح طلبی(سرمایه اسرائیل در ایران) در قتل فجیعانه همسر نجفی توسط وی نگرفته اند. و سوال دیگر اینکه آیا با این منطق میتوان همسرکشی را به همه اصلاح طلبان تعمیم داد؟

ما عمل آن فرد ماستپاش را یک حماقت دانسته و محکوم میکنیم، اما اصلاحطلبان در ماجرای مزبور نه تنها محکوم نکردند بلکه با اتهامزنی (راهبرد و روال همیشگی جریان اصلاحطلبی) به آن همسر نجفی سعی در سفیدسازی عمل نجفی کردند.

سخن آخر اینکه این نیز بگذرد و روسیاهان، در تاریکخانه فتنه انگیزی به ذلت و خواری فقط عمر تلف می کنند.

بررسی مبنایی حرمت سیاسی کشف حجاب

بررسی مبنایی حرمت سیاسی کشف حجاب

مهدی جبرائیلی تبریزی

رهبر معظم انقلاب در دیدار با کارگزاران نظام در تبیین الزام شرعی و قانونی حجاب فرمودند: «در مسئله پوشش، حجاب، محدودیتی شرعی و قانونی است نه محدودیتی دولتی، و کشف حجاب نیز هم حرام شرعی است هم حرام سیاسی».

«حرام سیاسی» از تعابیر جدیدی است که ایشان مطرح فرمودند. از انجا که هر حکم فقهی باید مستند به مبنا و قاعده فقهی- اصولی باشد‌، حکم مذکور هم از این نظر مستثنی نخواهد بود.

البته قید سیاسی به معنی عدم حرمت شرعی بودن نیست، بلکه بنابر ادله ولایت فقیه، حاکم شرع اسلامی می‌تواند با اذنی که از سوی شارع مقدس دارد؛ بنابر مصلحت جامعه اسلامی هر حکمی را صادر کند و بر همگان حتی دیگر مراجع تقلید و مقلدین آنها تبعیت از آن لازم و واجب است.

در بررسی مبنایی این حکم فقهی ایشان به قاعده فقهی وجوب حفظ نظام اسلامی می‌توان استناد کرد. در منابع فقهی، وجوب حفظ نظام و منع اختلال در آن در چند معنا به‌کار رفته است که در این مقام و مقال به دو معنی اشاره می‌شود.

1. امور معیشتی و اجتماعی

گاهی مراد از حفظ نظام‌، سامان داشتن امور معیشتی و اجتماعی مردم است. یعنی نظام‌، متشکل از مجموعه سامانه‌های سیاسی، اجتماعی‌، اقتصادی و ارزش‌ها و باورهای جامعه است که ساختار و قوام جامعه بر آنها ابتناء یافته و در صورت اخلال در آن‌، نظم زندگی و معیشت مردم به‌ خطر می‌افتد و دچار هرج‌ومرج می‌شود. نظام به این معنا، در برابر ازهم‌گسیختگی و هرج‌ومرج به‌کار می‌رود و غالبا در کتاب‌های فقهی این معنا مدنظر است.

در تمام نظام‌های سیاسی حاکم با هر مدلی از آن‌، برای جلوگیری از هرج‌ومرج و حفظ نظام(به این معنا) حکومت تشکیل می‌دهند. منظور از اختلال نظام هم انجام هر عملی که باعث گسستگی و بی‌نظمی در جامعه است که به ایجاد هرج‌ومرج در زندگی عادی آحاد جامعه منجر می‌شود.

۲.نظام سیاسی و حکومت اسلامی

مفهوم دیگر نظام، حکومت یا همان نظام سیاسی، به‌ویژه نظام اسلامی است. منظور از حفظ نظام، در این تعبیر نظام جمهوری اسلامی است. امام خمينى(رحمهًْ‌الله) به‌صورت‌هاى گوناگون تأكيد مى‌فرمودند كه: حفظ نظام اسلامى از همه تكاليف شرعى واجب‌تر است.

و نیز فرمودند: «مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وصفی که در دنیا مشاهده می‌شود و با این نشانه‌گیری‌هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می‌شود از اهم واجبات عقلی و شرعی است که هیچ‌چیز به آن مزاحمت نمی‌کند و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلا منجَّز است».

در بیانی دیگر می‌فرمایند: «اگر حفظ اسلام جزو فریضه‌های بزرگ است... حفظ این جمهوری اسلامی از اعظم فرایض است».

علت این حکم این است که: «آنچه در اين حكومت مطرح است اسلام و احكام مترقى آن است. بر ملت عظيم‌الشأن ايران است كه در تحقق محتواى آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است... و امروز بر ملت ايران خصوصاً بر جميع مسلمانان عموماً واجب است اين امانت الهى را كه در ايران به‌طور رسمى اعلان شده... با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقای آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمايند»(صحیفه نور، ج۲۱، ص۱۷۶).

دلیل عقلی

عقل همه عقلای عالم‌، وجود نظام را برای تمام اجتماعات بشری‌، لازم و ضروری می‌داند؛ و به دلیل اهمیت و حیاتی بودن آن‌، هرآنچه که باعث اخلال در این نظام شود، منع می‌کند. و در این راستا به‌دلیل تقدم منفعت جمعی بر منفعت فردی؛ به ایجاد محدودیت دامنه آزادی‌های فردی و گروهی حکم می‌کند.

بنابراین، به حکم عقل سلیم هم، وجود هر امری که به اختلال نظام بینجامد، قبیح و نابهنجار است. و در مقابل، هر چیزی را که موجب نظام‌مندی و ثبات آن در اجتماع شود، لازم و ضروری می‌داند. بسیاری از فقها و اصولیون نیز حکم عقل به قبح اختلال در نظام و منع از آن را از مستقلات عقلیه شمرده‌اند.

حجاب و حفظ نظام اسلامی

وجوب شرعی به‌دلیل نقش بنیادین حجاب در جامعه است. تأمل در آثار و آسیب‌های بی‌حجابی در نظام‌های لیبرالیستی‌، گویا‌ترین و بدیهی‌ترین دلیل این ادعاست. تزلزل نظام خانواده و تولد فرزندان نامشروع که تهدید جدی نسبت به نظام حکومتی و سیاسی- اجتماعی تلقی می‌شود‌، سبب تحریم بی‌حجابی در شریعت اسلامی شده است.

از این‌رو، حکومت اسلامی هرگز نمی‌تواند نسبت به آن بی‌تفاوت بماند. کارگزار حکومت اسلامی وظیفه پاسداری از نظام اسلامی را دارد. او حتی موظف است که پیش از فراگیر و گسترده شدن با آن برخورد نماید، زیرا به هنگام فراگیر شدن، به ‌سختی می‌توان بحران اختلال نظام را مهار کرد.

رهبر انقلاب فرمودند: «وقتی در جامعه گناه منتشر شود و مردم با گناه خو بگیرند، کار کسی که در رأس جامعه قرار دارد و می‌خواهد مردم را به خیر و صلاح و معروف و نیکی سوق دهد، با مشکل مواجه خواهد شد؛ یعنی نخواهد توانست، یا به آسانی نخواهد توانست و مجبور است با صرف هزینه فراوان این کار را انجام دهد. یکی از موجبات ناکامی تلاش‌های امیرمؤمنان با آن قدرت و عظمت در ادامه این راه، که بالاخره هم به شهادت آن بزرگوار منجر شد، همین بود».

امروزه رویکرد و راهبرد دشمنان نظام اسلامی، جنگ نرم با هدف براندازی آن است که ممکن است به دو صورت محقق شود:

۱. نافرمانی مدنی به‌معنای مقاومت صلح‌آمیز در برابر قانون یا سرپیچی از انجام‌ وظیفه در وضعیتی که فرد حس کند پیروی از قانون و انجام‌ وظیفه ممکن است پیامدی داشته باشد‌، از این‌رو به‌منظور مخالفت با حکومت نسبت به نقض بعضی قوانین و زیر پا گذاشتن هنجارهای مورد احترام حکومت اقدام کند. (واربرتون، مسائل فلسفه سیاسی و نقدی بر آنها، ص۸۰۰).

۲. استحاله به‌معنای عدم قبول ارزش‌ها، اهداف و ارکان نظام و اعتقاد به تغییر نظام حکومتی و ارکان آن با استفاده از ابزارهای حقوقی و قانونی.(قمری وفا، براندازی در سکوت، ص۲۵).

تأمل در این دو نوع براندازی نرم نشان می‌دهد که یکی از راهبردهای براندازی نظام سیاسی اسلامی، استفاده از قدرت تحریک‌کنندگی، پوشش نامناسب و عریان‌گری است؛ ماجرای فتح‌ اندلس توسط اروپاییان نمونه تاریخی مستندی در این نوع قابل ذکر است.

از آنچه گذشت اين نكته به دست می‌آید كه وظيفه دينى مردم تنها نماز، روزه، حج و زكات نيست‌، بلكه يكى از وظايف دينى مردم و حتى از واجب‌ترين وظايف آنها، وفادارى به نظام اسلامى است(مصباح یزدی، نظریه حقوقی اسلام، ج۲، ص۲۳).

بر این اساس دلیل اینکه قاطبه فقهای معاصر پس از انقلاب اسلامی و حاکمیت فقیه جامع‌الشرایط، حفظ نظام اسلامی را واجب می‌دانند، این است که حفظ جمهوری اسلامی لازمه حفظ اسلام قلمداد می‌شود.

حاصل سخن؛ آنچه که در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی، قضایی و...، موجب اختلال نظام اسلامی‌شود، حرام، و آنچه لازمه حفظ نظام باشد، واجب می‌شود. با این بیان، منع اختلال در نظام و وجوب حفظ نظام، دو روی یک سکه به‌شمار می‌روند و به ‌اصطلاح، اختلال نظام، ضدعام حفظ نظام است.